هانيهاني، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره
هیامهیام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

هاني كوچولو

13 بدر با هاني شيطون

   پارك جام جم در شهر جم ، ساعت 9:00 صبح مورخ 13/01/91 به پارك رسيديم ! من برم جاي جايه پاركو دور بزنم ببينم چه جور جائيه ، حال ميده سيزده به در را اينجا بگذرونيم يا نه ؟؟؟!   واي چه درخت و نخل هاي بلند و قشنگي ...!   چرخ ميزنم و آواز ميخونم ‎‌‏، البته آواز همراه باجيغ ! خب از خوشحاليه ديگه يه محوطه ي باز پيدا كردم كه بتونم حسابي شلوغ كنم ! اون كيه اونجا ايستاده !!!   به به چه دخمل خوشگل و با ادبي !!! من يه دوست واسه خودم پيدا كردم ديگه از اينجا تكون نميخورم ، شما ميخوايد هر جايي بريد من نميام !   من و حميدرضا داريم از فضاي طبي...
14 فروردين 1391

هانی در مراسم عقد دایی جون

                         امروز مراسم عقد دایی جونه ؛ منم حسابی شیک کردم البته امروز که میگم همین امروزی که دارید خاطرات منو میخونید نیست ؛ این حکایت مربوط به 4 روز اول عید بود که مامانی پنجم عید رفت سرکار و وقت نکرد عکس و خاطراتم رو به روز توی وبلاگم بیاره   دست توی جیب برم یه قدمی بزنم که شاید عروس و دوماد پیداشون شه   من آدم انتقاد  پذیری هستم و الان هم دارم به پند ، اندرز و توصیه های ایمنی مامان جونم گوش میدم ؛ اینکه مبادا نی نی های مهمونا  رو بزنم یا گاز بگیرم و یا هل ...
12 فروردين 1391

هانی همه کاره و هیچ کاره !!!

بابایی لطفا شما بلند شید این کارا رو به ما بسپارید   وای وای مامان زدی دینام ا لباسشویی رو داغون کردی که ولی نگران نباش منو بابایی اینو مث روز اولش میکنیم     خب تموم شد ، حالا ببینیم کار میکنه یا نه   یه نمونه دیگه از تعمیراتی که بلدم رو واستون به نمایش میزارم ، این ساعت کنتور آبه که بهم ریخته و منم یه دستی بهش کشیدم و درستش کردم اگه وسایل خونتون خراب شده و به تعمییر اساسی نیاز داره خبرم نکنید چون حسابی وقتم پره   بعد از کلی تعمییرات خسته کننده ، مامانی یه آب نبات بهم داد که خستگیمو در کنم     ماما این چیه آب نباته یا مد...
11 فروردين 1391

هانی با پسرخاله

دارم با حاتم بازی میکنم ؛ خاله جونم بچشو سپرده به من تا باهاش بازی کنم ! بین خودمون باشه چند دقیقه قبلش حسابی از دستم کتک خورده ؛ و منم به دلیل عذاب وجدان ؛ دارم هلش میدم که بهش خوش بگذره ! شیدا داره ادای منو در میاره و حاتم هم به دور دورا می اندیشه !   ها بازم ماییم !   ا اینم یک عکس تکی از هانی خندان ؛ خوشتون اوووووووووووومد !   ...
28 اسفند 1390

هانی قهر کرده !!!

من قهرم و هر چه مامانی صدام زد نگاش نکردم !!! خیلی خیلی از دستش ناراحتم ؛ آخه من که کاری نکردم ؛ فقط یه ذره خونه عمه جون رو بهم ریختم و یه یه ذره شیر آب رو باز گذاشتم و یه مقدار میوهایی که واسه پذیرایی جلومون گذاشته بودن را دونه دونه گاز زدم ...همین !!! آخه مامان جونم چطور دلش اومد منو دعوا کنه من نمیدونم ! اینجا دیگه بغضم ترکید !!! آخه مرد که گریه نمیکنه ، ولی صبر هم حدی داره! هر چه قدر مامان جیغ زد من خندیدم ولی دیگه آخرش واقعا گریم انداخت ! اینجا هم بعد از کلی دعوا از طرف مامان ؛ عمه جون اومد منو راضی کنه ؛ ولی هر چه قربون صدقم رفت من آشتی نمیکنم ! آخه منتظرم بابایی بیاد ... بابا کجایی ... بابا جونم اومد!...
28 اسفند 1390

سرگرمي هاي هاني

  چيه ؟ دارم ماشين سواري ميكنم !   چه حالي داره ! ولي حيف كه به زودي خواهد شكست !     ببينيد چه بلايي سر چشام اومده ! روز پنجشنبه ٩٠/١١/٢٧هوا عجيب الوده بود ، گرد و غبار غليظ سرتاسر عسلويه را پوشاند !     منم كه مواظب خودم نبودم و اينقده بهونه گيري كردم كه مامان بزرگم مجبور شد منو از خونه ببره بيرون.  همين شد كه چشمام بخاطرغبار هوا درد گرفت !     اينجا هم با چشاي درد اومده دارم رانندگي ميكنم   الو الو ...   مامان بگير آنتن نميده !!!   تصوير بالا رو داشته باشيد ‏‎. ...
21 اسفند 1390

هاني در شهر بازي

  123 بررررررررررررررو     بخير گذشت ...   بعد از چند دقيقه از اين يكي خسته شدم ، برم سراغ يكي ديگه !!!     واي اين بزرگتر و سرتره !هههههههههههههه   چيه مامي اينجا هم دست بردار نيستي !   خب ديگه كجا ..   برم اون بالا ببينم چه خبره !   واي كه اينجا همه چيز واسم جالبه ، هر ساعت يه چيزي چشمو ميگيره !   خب 1 2 3 ....   بابا تو هم با من تکرار كن123 ...   خب حالا سريع برم توي تونل ...   اه يه چيز ديگه هم مونده كه نرفتم سراغش ...   ...
10 اسفند 1390

گل قشنگش خوبه * هاني زرنگش خوبه

90/12/5 به سلامتي رفتم توي 14 ماهگي   چه گل بد مزه اي   به به چه گل خوشبويي    خب مزش عجيبه ديگه يكسال تمام بهم كيوي نداديد بخورم ، كه حالا موقع خوردن همه بهم بخندن  http://www.ladieez.com/index.php/kids/580-1390-08-29-11-17-58     اگه گفتيد چيكار ميكنم ؟؟؟     منو نخندونيد بزاريد به كارم برسم !     خب ...     الان شد ...    حالا يواش بلند شم كه شاهكارم خراب نشه     تموم شد     ها بازم ماشين سواري  اينقده ل...
6 اسفند 1390